الشيخ السبحاني
174
نظام اخلاقى اسلام (تفسير سوره مباركه حجرات) (فارسى)
اختصاص داده مىشود و اين دو معنا در صورتى از آنها اراده مىشود كه اين دو لفظ در مقابل يكديگر قرار گيرند و گوينده در مقام تقسيم باشد ، چنانكه در آيهء مورد بحث ، اينچنين است و پيامبر از طرف خدا مأمور گرديد كه به گروه « بنى اسد » كه براى استفاده از زكات ، تظاهر به دين مىكردند ، بگويد آنان اسلام آوردهاند نه ايمان ؛ اين جمله حاكى از آن است كه مقصود از نسبت دادن اسلام به آنان ، مرحلهاى از مراحل اسلام است كه همان اسلام زبانى باشد ، نه همه درجات آن و همچنين مراد از نفى « ايمان » ، نفى مرحلهاى از ايمان است كه همان مرحله باطن و قلبى آن باشد ، نه همهء مراتب آن ، و گرنه ، آنان از نظر ظاهر ، هم اسلام آورده بودند و هم ايمان و از نظر باطن ، نه اسلام داشتند و نه ايمان . شايد علت اين نوع كاربرد ، آن باشد كه روشنترين تجليگاه تسليم ، همان زبان و طبيعىترين نقطه براى ايمان همان روان انسانى است ؛ ازاينرو در آيه مورد بحث ، كلمه اسلام به اسلام زبانى و ايمان ، به ايمان قلبى اختصاص داده شده است و بر همين اساس ، صحيح است كه يكى را اثبات كنيم و ديگرى را نفى نماييم . 2 . اسلام عبارت است از اقرار زبانى توام با اعتقاد قلبى ، ولى در ايمان ، علاوه بر اين ، عمل به وظايف نيز شرط است و در روايات ما به اين معنا تصريح شده است : محمد بن مسلم از امام باقر يا امام صادق عليهما السّلام نقل مىكند كه